داستان
ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد.

تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام.

 

«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»

 

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 22:22 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

فروغ فرخزاد

 

فروغ فرخزاد در پانزدهم دی ماه و یا آن گونه که پوران فرخزاد،

 

خواهرش می گوید در هشتم دی ماه ۱۳۱۳ در تهران به

 

دنیا آمد. در شانزده سالگی با پرویز شاپور، نویسنده،

 

 ازدواج کرد که حاصل آن پسری است به نام کامیار(تنها فرزندش)

 

که در سال ۱۳۳۱ به دنیا آمد. این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به طلاق

 

انجامید. 

 

آشنایی فروغ با ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز،

 

پای او را به دنیای فیلم و سینما کشانید و تا پیش از مرگش

 

 در بهمن ۱۳۴۵ در "کارگاه فیلم گلستان" به عنوان تدوینگر

 

فیلم مشغول بود. حاصل کار او از دوران "کارگاه فیلم گلستان"،

 

 فیلم مستند "خانه سیاه است" (۱۳۴۱) بود که از بهترین های

 

 سینمای مستند ایران محسوب می شود. این فیلم از

 

جشنواره فیلم کوتاه اوبرهاوزن به جایزه نخست دست یافت.

 

 در ۱۳۴۲ فروغ در نمایش "شش شخصیت در جستجوی نویسنده"

 

نوشته لوئیجی پیر اندلو و به کارگردانی پری صابری بازی کرد

 

و در اواخر همان سال مجموعه "تولدی دیگر" با تیراژ بالای سه هزار

 

نسخه توسط انتشارات مروارید منتشر شد.

 

 

فروغ سر انجام در سن ۳۳ سالگی در روز دوشنبه ۲۴ بهمن

 

 ۱۳۴۵ بر اثر يک تصادف جان سپرد ودر روزچهارشنبه ۲۶ بهمن

 

 هنگامی که می خواستند جنازه اش را در گورستان

 

 ظهيرالدوله به خاک بسپارند برف شروع به باريدن کرد

 

و آن دو دست جوان زير بارش يکريز برف مدفون شد.

 

                      

 

مهم‌ترين‌ آثار فروغ‌ فرخزاد عبارت‌ است‌ از:

 

 اسير(۱۳۳۱) ،ديوار ( ۱۳۳۵) ،عصيان‌( ۱۳۳۶) ،

 

تولديی ديگر(۱۳۴۲)، ايمان‌ بياوريم‌ به‌فصل‌ سرد( ۱۳۵۲)،

 

 برگزيده‌ اشعار( ۱۳۵۳)، گزينه‌ اشعار( ۱۳۶۴) كه‌ سه‌ كتاب

 

‌ اخير پس‌ ازمرگ‌ وی‌ منتشر شدند.

 

[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 22:10 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]


http://i9.glitter-graphics.org/pub/1174/1174539p2103vd8uo.gif

[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 22:6 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]


وچه شیرین است هم آغوش آمال و آرزوهای دانش آموزان شدن و همگام با آنها برای ساختن فرداهای بهتر سوختن

خدایا!چه سعادتی ازین برتر که من معلم هستم و معلمی افتخار من است!

عشق من سوختن است و هنرم ساختن ...


ادامه مطلب

[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 22:4 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

نمونه سوالات ادبیات هفتم ترم دوم
برای مشاهده سوالات به قسمت ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب

[ شنبه ششم اردیبهشت 1393 ] [ 9:29 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

نظامی گنجه ای


ادامه مطلب

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 20:50 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]


  تقديم به دانش آموران خويم در مدرسه ی فرزانگان

      http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div21/WebPageContent/2500744xyu1fg9mr2.gif 


[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 12:10 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

مسمط

مسمط از قالب های ابداعی پارسی زبانان است که بنا بر اختیار شاعر،از چندین بخش تشکیل می

شود.بدین صورت که در هر بخش،همه ی مصراع های آن بخش غیر از مصراع پایانی آن بخش

 با هم، هم قافیه اند.

در مسمط هر بخش را "رشته"و مصراع پایانی هر بخش یا رشته را"بند"می گویند.زیبایی

مسمط در این است که مصراع پایانی بخش اول، با مصراع پایانی بخش های دیگر هم قافیه

است.

بنیانگذار مسمط"منوچهری دامغانی"شاعر قرن پنجم است.

.موضوع مسمط بیشتر وصف بهار و زیبایی های آن است ولی با این حال موضوعاتی دیگر

نظیر:اشعار سیاسی،تغزل،مدح و...را نیز شامل می شود.


مسمط از زمان تولد کم و بیش مورد توجه شاعران بود ولی با ظهور"میرزا حبیب

 ا...شیرازی"متخلص به"قاآنی"در دوره ی فتحعلیشاه قاجار مجددآ بر سر زبان ها افتاد.بدون

 شک بهترین مسمط سرایان،"منوچهری دامغانی"و"قاآنی شیرازی"هستند.

مسمط بنا بر نظر بزرگان ادبیات بر چند شیوه است:

1-مثلث(مسمطی که هر بخش آن از3 مصراع تشکیل شده باشد).2-مربع(مسمطی که هر بخش

 آن از 4 مصراع تشکیل شده باشد).3-مخمس(مسمطی که هر بخش آن از 5 مصراع تشکیل

 شده باشد).4- مسدس(مسمطی که هر بخش آن از 6 مصراع تشکیل شده باشد).6-بعضی از

 بزرگان مسمط 7 مصراعی را نیز درست دانسته اند،هر چند که چندان معمول نیست و دور از

 طبع است.

به طور کلی،مسمط نباید از 3 مصراع کمتر و نباید از 7 مصراع بیشتر باشد.

مسمط از زیباترین قوالب شعری است که از ابداعات ایرانیان است.مرحوم بهار قطعه اي از سعدي را تضمين كرده است:

گِل و گُل          

                                                                   

                                

شبی در محفلی با آه و سوزی     شنیدستم که مرد پاره دوزی

چنین می گفت با پیر عجوزی     ((گلی خوشبوی در حمام روزی              


                                   رسید از دست محبوبی به دستم))

                      گرفتم آن گل و کردم خمیری     خمیری نرم و نیکوچون حریری

                      معطر بود و خوب و دلپذیری     ((بدو گفتم که مشکی یا عبیری

                                     که از بوی دلاویز تو مستم))

                       همه گل های عالم آزمودم        ندیدم چون تو و عبرت نمودم

                       چو گل بشنید این گفت و شنودم    ((بگفتا من گلی ناچیز بودم

                                     ولیکن مدتی با گل نشستم))

                       گل اندر زیر پا گسترده پر کرد      مرا با همنشینی مفتخر کرد

                      چو عمرم مدتی با گل گذر کرد     ((کمال همنشین در من اثر کرد

                                    وگرنه من همان خاکم که هستم))

                                                                                  ملك الشعراي بهار  

                                

                  

[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 12:8 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

هانس کریستین اندرسن
به درستي كه خوشبختي بافتني نيست ، ساختني است : با همت ، اعتماد، اراده وعشق

هانس کریستین اندرسن که بود؟


                                hans-christian-andersen1


« یکی بود ، یکی نبود ، در زمان های قدیم، در گوشه ای از این دنیای بزرگ، در یک شب برفی

سرد زمستانی ، دخترک فقیری بود به نام دختر کبریت فروش. « یک روز» وقتی که « شب» سال نو بود…»


 

 

                                                   images (2)

نام من هانس است و دردوم آوریل سال ۱۸۰۵ در شهر اودنسه دانمارک به دنیا آمدم . پدرم کفاش

کم در آمدی بود و مادرمآن ماری آندرسن داتر مجبور بود در خانه های دیگران کار کند تا کمک

خرج خانه باشد . مواقعی که در خانه بود بارها داستان سختی هایی را که در دوران کودکی ا ش

کشیده بود  برایم تعریف می کرد، واز این که چه طوربه خاطر فقر و تنگدستی مجبور بود بیرون از

خانه کار کند و یک روز که نتوانسته بود پولی به دست آورد همه ي روز را درگوشه اي از خيابان 

نشسته وگريه كرده بود.

پدرم سواد چندانی نداشت اما به خواندن  داستان ها و ادبیات نمایشی به خصوص کتاب های

شکسپیر و تئاترهای ویلیام علاقه زیادی داشت . شب ها که خسته از کار روزانه به خانه می آمد

با علاقه داستان هایی را که خوانده بود برایم تعریف می کرد . هر وقت که در خانه تنها می شدم

با چند عروسک چوبی که ساخته دست مادرم بود سعی می کردم صحنه نمایشی درست کنم و

داستان هایی که از پدرم می شنیدم را اجرا کنم . تحصیلات ابتدایی رابه سختی اما با موفقیت گذراندم . Melchior_Family_Group_Rolighed_c





ادامه مطلب

[ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 ] [ 12:4 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

قدمت عکاسی درایران
عکاسی و عکاس‌های نخستین ایران به گونه‌ای با نام ناصرالدین شاه پیوند خورده است. زیرا..


ادامه مطلب

[ سه شنبه ششم اسفند 1392 ] [ 11:23 ] [ شهربانوحیدری ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه